تکلیف ارایه شده در کلاسی


Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} نظريه يادگيري ارتباط گرايي

ارتباط گرايي به عنوان پارادايم جديد يادگيري در عصر ديجيتال مطرح است .اين نظريه، نظریه­های يادگيري رفتارگرايي، شناخت گرايي و سازنده گرايي را به چالش كشانده و در رويارويي با آنها، با توجه به استلزامات عصر ديجيتال كارآمد تر جلوه نموده است. بنابر استدلال زيمنس چنين نظريه­هایی زماني شكل گرفته اند كه يادگيري تحت تأثير فناوريهاي جديد نبوده است. اين در حالي است كه در دهه­هاي اخير فناوري چگونگي زندگي، ارتباط و يادگيري را به شكل نويي سازمان دهي كرده و موجب گرايش هاي جديد در حوزه يادگيري شده است. زيمنس معتقد است كه حوزه تعليم و تربيت هم در شناسايي تأثير ابزارهاي جديد يادگيري، و هم در شناسايي تغييرات محيطي، كه معناي خاصي برا ي يادگيري به همراه دارند،  همواره كند عمل كرده است. از اين رو او معتقد است نظريه ارتباط گرايي پاسخي در خور و به موقع تعليم و تربيت به شرايط كنوني جامعه و فناوری­های رايج آن است.

سيطره سه نظريه متداول يادگيري (رفتار گرايي ، شناخت گرايي و سا خت و سا زگرايي) در قرن بيستم به حدي بود كه پندار ظهور نظريه­اي جديد و متفاوت­تر براي اكثر ما چيزي محال مي آمد؛ شايد تصور بر اين بود كه مجموع اين سه نظریه­ای  كه نظام آموزشي قرن بيستم را تحت تأثير قرار داده است، همچنان در  اوايل قرن بيست و يكم نيز بتواند به همان قوت به حيات خويش ادامه دهد ولي ورود به عصر ديجيتال و ظهور فناوريهاي جديد اطلاعاتي و ارتباطي عده­ای را به فكر واداشت كه شايد اين نظريه­ها به اندازه كافي براي نظام تعليم و تربيت قرن بيست و يكم مفيد نباشند. در اين قرن نظامهاي آموزشي دچار تغيير و تحولي جديدي شدند كه پارادايمهاي جديدي را رقم مي­زنند. تغيير پارادايم از معلم مداري به يادگيرنده محوري ، ظهور محيطهای مجازي، تبديل مكان به فضا، امكان يادگيري هميشه و همه جايي و ... نظريه متناسبی را ايجاب مي كندكه پاسخگوي چنين تحولاتي باشد.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
ادامه نوشته

طرح درس براساس الگوی E5(تکلیف کلاسی)

سازنده گرایی و طراحی آموزشی

در حالی که رفتارگرایی و سازنده گرایی در دیدگاه نظری با یکدیگر بسیار متفاوت هستند . شناخت گرایی تشابهاتی با سازنده گرایی دارد؛اما شناخت گرایی از مدل های سیستمی حمایت می کند.در حالی که سازنده گرایی با رویکرد سیستمی سازگار نیست (شیخی فینی، 1381).

معرفی الگو
الگوی پنج مرحله‏ای طراحی آموزشی (5E)، روشی مؤثر برای فعال ساختن یادگیرنده در فرایند یادگیری است. این الگو در اوایل دهه 1980 از سوی راجر بای بی مطرح شده است (اسپنس، 2004). چرخه یادگیری مورد استفاده در این الگو به گونه‏ای است که ابتدا دانش‏آموزان از طریق یک فعالیت ساده یا بحث درباره‏ی مسأله، برانگیخته می‏شوند تا فعالانه به یادگیری بپردازند.

در ادامه به منظور کسب تجربه، معلم دانش‏آموزان را به گونه‏ای هدایت می‏کند که با شرکت در فعالیت‏های به جست و جو و کاوش بپردازند. معلم دانش‏آموزان را در مسیر تفسیر یافته‏ها و تبیین دستاوردهای خود به سویی هدایت می‏کند که بتوانند با گسترش درک و فهم خویش، آموخته‏های جدید را در شرایط جدید به کار گیرند و به ارزش‏یابی فعالیت‏های یادگیری بپردازند. فعال‏سازی، اکتشاف، توضیح، شرح و بسط و ارزش‏یابی مراحل پنج‏گانه‏ای هستند که شالوده این الگو را تشکیل می‏دهند (رضوی، 1386).

ادامه نوشته

تکلیف ارایه شده در کلاس


تکلیف ارایه شده در کلاس


تکلیف ارایه شده در کلاس


به نام خدا
نظريه يادگيري ارتباط گرايي
فاطمه مالی      
 
ارتباط گرايي به عنوان پارادايم جديد يادگيري در عصر ديجيتال مطرح است .اين نظريه، نظریه­های يادگيري رفتارگرايي، شناخت گرايي و سازنده گرايي را به چالش كشانده و در رويارويي با آنها، با توجه به استلزامات عصر ديجيتال كارآمد تر جلوه نموده است. بنابر استدلال زيمنس چنين نظريه­هایی زماني شكل گرفته اند كه يادگيري تحت تأثير فناوريهاي جديد نبوده است. اين در حالي است كه در دهه­هاي اخير فناوري چگونگي زندگي، ارتباط و يادگيري را به شكل نويي سازمان دهي كرده و موجب گرايش هاي جديد در حوزه يادگيري شده است. زيمنس معتقد است كه حوزه تعليم و تربيت هم در شناسايي تأثير ابزارهاي جديد يادگيري، و هم در شناسايي تغييرات محيطي، كه معناي خاصي برا ي يادگيري به همراه دارند،  همواره كند عمل كرده است. از اين رو او معتقد است نظريه ارتباط گرايي پاسخي در خور و به موقع تعليم و تربيت به شرايط كنوني جامعه و فناوری­های رايج آن است.
سيطره سه نظريه متداول يادگيري (رفتار گرايي ، شناخت گرايي و سا خت و سا زگرايي) در قرن بيستم به حدي بود كه پندار ظهور نظريه­اي جديد و متفاوت­تر براي اكثر ما چيزي محال مي آمد؛ شايد تصور بر اين بود كه مجموع اين سه نظریه­ای  كه نظام آموزشي قرن بيستم را تحت تأثير قرار داده است، همچنان در  اوايل قرن بيست و يكم نيز بتواند به همان قوت به حيات خويش ادامه دهد ولي ورود به عصر ديجيتال و ظهور فناوريهاي جديد اطلاعاتي و ارتباطي عده­ای را به فكر واداشت كه شايد اين نظريه­ها به اندازه كافي براي نظام تعليم و تربيت قرن بيست و يكم مفيد نباشند. در اين قرن نظامهاي آموزشي دچار تغيير و تحولي جديدي شدند كه پارادايمهاي جديدي را رقم مي­زنند. تغيير پارادايم از معلم مداري به يادگيرنده محوري ، ظهور محيطهای مجازي، تبديل مكان به فضا، امكان يادگيري هميشه و همه جايي و ... نظريه متناسبی را ايجاب مي كندكه پاسخگوي چنين تحولاتي باشد.
ارتباط گرايي براي اولین بار به شكل منسجم به وسيله جورج زيمنس (استاد دانشگاه منيتوباي كانادا) در سال 2004 ارائه شد. بنابر استدلال  زيمنس ارتباط گرايي، نظريه يادگيري براي عصر ديجيتال است. عصري كه ابزارهاي فناورانه و رشد سريع دانش، زمينه ارتباطات پيچيده، گسترده و روزآمدي را فراهم مي كند. در چنين شرايطي يادگيرندگان توانايي آفرينش، هم آفرينشي و بازآفرينشي محتوا را دارند .آنان می­توانند در مكالمات جهاني شركت كنند و مستقيماً به متخصصان دسترسي داشته باشند، شبكه ها هر فردي را از هر جا و مكاني مي تواند به درون کلاس درس بياورد، به گونه اي كه دانش آموزان ديگر، متكي به نظريات صرف پژوهشگران و نظريه پردازان نيستند؛ بلكه مستقيماً مي توانند از ميان وبلاگها، ويكي، فيس بوک، فهرست خدمات و غيره با آنها ارتباط برقرار كنند و به تبادل آرا ء بپردازند . ارتباط­گرایی اصولا بازتابي از واقعيت­هاي عصر جديد است. در كانون آن اين انديشه وجود دارد كه يادگيري پديده شبكه­ای است و به واسطه فناوري­ها و اجتماع شكل مي يابد و هدايت می­شود
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
انواع دانش و دانش ارتباطي
ارتباط گرايي بر پايه دا نش ارتباطي شكل گرفته است و آن را استفن داونز (عضو شوراي ملي پژوهش كانادا) تبيين و معرفي كرده است . به اعتقاد او تقسيم نسبي شيوه هاي دانستن يا كسب دانش، به دوگونه کمی و كيفي ناصحيح به نظر مي رسد و اخيرا به ويژه با توسعه اينترنت نگرشهاي متداول به يادگيري مورد سؤال قرار گرفته است. به اعتقاد زيمنس دانش به صورت نمايي (تشريحي) رشد يافته و بيشتر حالت غيررسمي و پويا پيدا كرده است.
داونز معتقد است كه همه آنچه راکه ما در مورد يك چيز مي دانيم، در طول تاريخ با دو نوع دانش تبيين شده است: نخست، دانش كيفي دانشي در مورد رنگ ، شكل ، نرمي ، سختي، درشتي، نوع صدا و...  است. مي­توان گفت:  دانش كيفي، به طور خاص دانشي است كه از حواس ما نشئت مي گيرد. آنچه را ما از يك شيء مي بينيم، مي شنويم ويا احساس مي كنيم همه كيفيت آن را تشكيل  می­دهد و دوم، دانش كمي دانشي در مورد مقدار و اندازه مشاهدات است  براي مثال، مقدار وزن، طول، عرض، ارتفاع، ابعاد و تعداد اتمهاي يك شيء ، همه دانش كمي اند. دانش كمي از عمل شمردن و اندازه گيري كردن حاصل مي شود و دانشي عميق­تر از آنچه صرفا از طريق حواس به دست مي آوريم به ما مي­دهد.
اين دانش از ميان مفاهيمي چون جرم ، معادلات و جبر بينشي عميق در مورد ذات اشيا  به دست مي ­دهد. طبق نظر داونز اين دو نوع دانش تلفيقي از بهترين قابليت هاي بشري اند . توانايي درك كردن، احساس كردن ، شمارش و فكر كردن درمورد جهان ؛ پايه ­هاي زبان ، منطق و تمامي علوم را شكل داده اند.
به اعتقاد پيشروان ارتباط گرايي، در قرن 21 سخن از نوع سومي از دانش است كه در قالب تقسیم­بندی  دو گانه كيفي و كمي نمي­گنجد؛ دانشي كه فراتر از دانش حاصل از حواس و يا محاسبات منطقي و رياضي است و آن دانش توزيع شده است . اين نوع دانش را دانش ارتباطی  مي نامند كه نه از كيفيت­ها و نه از كميت ها، بلكه از ارتباطها حاصل می­شود.
طبق نظر داونز دانش ارتباطي دانش نوظهوري است كه از رابطه ها منتج مي شود. اين دانش، دانشي درباره ارتباط­هاي موجود در عالم است. دانشي درباره اينكه چگونه نظام­هاي مختلف ارتباطي خلق مي شوند و چه تأثيري به جاي مي گذارند. دانشي درباره اينكه چگونه ما چنين ارتباط­هايي را می­بینیم، چگونه آنها و نتايج آنها را مشاهده مي كنيم و چگونه چنين ارتباط­هایی را اندازه گيري و محاسبه می­کنیم. دانش ارتباطي اگرچه نوع جديدي از دانش است ، مستقل از ديگر انواع دانش  نیست. ما براي اينكه بتوانيم در مورد ارتباطها صحبت كنيم، بايد قادر به ديدن( دانش كيفي) و شمارش (دانش كمي ) آنها باشيم.
داونز براي آنكه تفاوت دانش كمي و دانش كيفي را از دانش ارتباطي تمييز دهد، از يك تمثيل ساده كمك می­گیرد: تکه زغال سنگ را در نظر بگيريد. مشاهده مي كنيم كه رنگ آن سياه است، كمي هم درخشان و شكل ناهمواري دارد. سنگين نيست تا وقتي آن را لمس نکرده­ایم سخت به نظر می­رسد، اما مي توانيم آن را بشكنيم. اينها دانش كيفي است كه ما از زغال سنگ به دست مي آوريم. وقتي ما آن را انداز ه­گیری مي­كنيم چيزهاي بيشتري مي توانيم بگويیم: مي توانيم بگوييم كه داراي 500 گرم وزن است، چگالي مشخصي دارد، از بيليونها اتم كربن تشكيل و تحت شرايط خاص با اكسيژن تركيب شده است و مقدار مشخصي گرما و مقدار مشخصي دود توليد مي كند. اينها دانش کمی درباره تكه زغال سنگ است. اما هنوز نوع سومي از دانش درباره زغال سنگ وجود دارد. ما مي توانيم بگوييم كه زغال سنگ از كربن تشكيل شده است. اما آنچه زغال سنگ را زغال سنگ كرده است، تنها اين نيست كه از كربن تشكيل شده است بلكه طريقه­ای كه اتمهاي كربن به يكديگر مرتبط شده­اند نيز مهم است. اگر دقيقاً همان كربن­ها را بگيريد و به شكل متفاوتي به يكديگر متصل كنيد مي توانيد گرافيت به دست آوريد. اگر به شكل متفاوت ديگري آنها را به يكديگر متصل كنيد، مي توانيد الماس به دست آوريد و اين همان چيزي است كه نه كيفيت است و نه كميت.
ارتباط گرايي نظريه­ای است كه اين نوع سوم دانش را توصيف می­کند. زيمنس می­گوید با ارتباط گرايي، سعي كرده ام تا بر ارزش شبکه­ها در  اثرگذاري بر چگونگي يادگيري  تاکید كنم، به طور خاص، دانش تابعي است از اينكه چگونه ما اطلاعات را با هم مرتبط كرده و به فهم يك زمينه خاص نايل مي شويم. دانش در اصل در ارتباط­هاست. پس يادگيري شكل دادن به اين شبكه ها و ارتباط دادن اطلاعات جديد با دانش موجود است. نظريه ارتباط گرايي بيان مي كند كه دانش و يادگيري توزيعي است، يعني در يك مكان معيني مستقر نیست. بنابراين في نفسه نه انتقال مي يابد و نه مبادله مي شود، بلكه شامل شبكه­ای از ارتباطهاست كه از تجربه و تعامل با اجتماع دانش شكل می­گیرد. ساخت يك هواپيما يك وظيفه پيچيده اي است كه گروهي از مهندسان  الكتريسين­ها، مديران، مكانيك­ها و ... را گردهم مي آورد. زماني يك هواپيما ساخته مي شود كه حيطه­هايي تخصصي مختلف و مرتبط با هم ارتباط برقرار كنند . داونز در مورد رابطه دانش ارتباطي و تعامل معتقد است كه خصوصيات يك شي ء بايد منجر به خصوصيات شيء ديگر شود تا بتوان آنها را ارتباط يافته دانست ؛ دانش حاصل از اين ارتباط­ها ، دانش ارتباطي است.
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
تعريف يادگيري در نظريه ارتباط گرايي
طبق نظريه ارتباط گرايي، يادگيري در عصر ديجيتال به صورت فرايند شكل دهي به شبكه­ها روی می­دهد. به عبارت ديگر «دانش و شناخت در میان شبکه­ای از افراد و فناوری توزیع شده است و يادگيري فرايند مرتبط كردن، رشد دادن و هدايت اين شبكه هاست»  تعاريف جديد، از يادگيري به جاي محصول به فرایند تعبیر می­کنند، از این نظر « يادگيري فرايندی  است كه تجارب و تأثيرات محيطي ، شناختي و عاطفي را براي اكتساب، ارتقا و ايجاد تغييرات در دانش، مهارت، ارزش و جهان­ ­بيني فرد به وجود مي آورد» زیمنس نیز يادگيري را فرايند مي داند نه محصول . او اعتقاد دارد كه پيوندها نقطه شروع يادگيري را تشكيل مي دهند نه محتوا ؛ محتوا فقط محصول فرعی يادگيري است . يادگيري در واقع بر انبوهي از ديدگاه­ها و انديشه­ها متكي است . به این دلیل که دانش نه تنها در يادگيرنده، بلكه در شبکه­های  عمومي مستقر است. براي درك بهتر يادگيري و شبكه در نظريه ارتباط گرا مثالي از يك شبكه ساده بیان می­شود:
ليست مخا طبان تلفن همراهتان را مي توانيد به عنوان يك شبكه در نظر بگيريد. اين ليست افراد حقيقي و حقوقي را شامل مي شود كه شما به نوعي با آنها در ارتباط بوده ايد. در اين ليست افرادي با خصوصيات و تخصص­هاي متفاوت تشكيل يك شبكه اجتماعي را داده اند. هر يك از اين افراد يك گره محسوب مي شوند كه داراي گره­ها و شبكه هاي مختص خود هستند. دانش درون اين شبكه­ی افراد مستقر است و شما مي توانيد با ارتباط برقرار كردن و پيوند دادن گره­ها به آن دست يابید. يك دانشجوي دكتري را در نظر بگيريد. ممكن است ليست او شامل چندين استاد دانشگاه، مهندس، پزشك، فروشنده، كارمند، محصل و ... از شهرهاي مختلف با ويژگيهاي منحصر به فرد خود باشد. دانشجو قصد دارد در مورد موضوع خاص (ادامه تحصيل در خارج از كشور) تصميم بگيرد و هيچ دانشي در اين مورد ندارد. بنابراين، او شروع به ارتباط با شبكه مي نماید، از ميان ليست،گره هاي مرتبط را انتخاب مي كند و با برقراري ارتباط و پيوند دادن گره­ها به يك اجماع كلي (دانش مستقر در شبكه ) به منظور تحصيل در خارج از كشور دست مي يابد. در اينجا هر يك از افراد به عنوان گره ، كل سيستم ارتباطي به عنوان شبكه ، فرايند برقراري پيوندها و شكل دادن به شبكه ها به عنوان يادگيري و نتيجه حاصل از آن دانش محسوب مي شود.
شايد اين شبکه­ها  و پيوند ها به طور فريبنده ساده به نظر برسند، ولي در واقعيت بسيار پيچيده­اند. ما در اين مثال فقط يك نوع شبكه اجتماعي را مطرح كرديم، در حالي كه در نظريه ارتباط گرايي شبكه­ها به انواع مختلف تقسيم مي شوند كه در ادامه مورد بحث قرار گرفته است
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
شبكه و انواع آن
در نظريه ارتباط گرايي، دانش در ميان شبکه­ای از افراد و اشياء توزيع شده است ويادگيري فرايند مرتبط كردن،  رشد دادن و هدايت كردن اين شبکه­هاست. اصطلاحي كه براي توصيف اين مفهوم به کار گرفته  می­شود« يادگيري شبكه­ای » است. براي درك بهتر، بايد از نزديك مفهوم شبكه و عناصر مرتبط به آن را بررسي كنيم. به طور ساده، شبكه از دو عنصر تشكيل مي­شود: گره ها و ارتباط­ها، گره ها عناصری­اند كه مي توانند با عناصر ديگر ارتباط برقرار كنند. زیمنس  توضیح می­دهد که گره­ها می­توانند هر شکل و فرمی به خود بگيرند، ازقبيل: سلولهاي عصبي ، انديشه ها، رشته ها، فرد، گروهي از افراد ، اجتماع ، يك رايانه، برون داد رايانه ، وب سايت و ... . در اصل گره، شيئي در يك شبكه به همراه عنصر ارتباط است (وجه تمايز گره با ديگر اشیاء همين عنصر ارتباط است ). مجموعه اي از گره ها يك شبكه را مي سازند و شبكه نيز مي تواند شبكه­های بزرگ تري را شكل دهد. در حقيقت، هر گره در يك شبكه بزرگ تر ممكن است خود شبكه اي از گره ها باشد (شبكه زماني مي تواند به عنوان « گره » باشد كه با ساختارهاي شبكه اي بزرگ تر در ارتباط باشد ). براي مثال ، جامعه شبكه يادگيري غني از افراد است كه خود آنها شبكه هاي يادگيري كاملي هستند. «ارتباط­ها» نیز پیوندهای بین گره­هایی هستند که زمینه «جريان اطلاعات» را فراهم  می­سازند. از نظر داونز «ارتباط» پيوند بين دو شيء (در يك شبكه) است، به صورتي كه تغيير حالت شيء اولي منجر به تغيير حالت شيء دومي شود».
ارتباط می­تواند در سطح عصبي ، بين نرونها؛ در سطح مفهومي ، بين انديشه يا مجموعه انديشه ها؛ ودر سطح بيرونی، بين افراد و گروه­هایی از افراد و ديگر اشياء موجود در شبكه باشد. در هرحال مجموعه­ای از گره ها و ارتباط­ها به يك شبكه منتهي مي شود.
در نظريه ارتباط گرايي منظور از شبكه تنها شبكه­هاي رايانه­اي و اينترنتي نيست . دقت به اين سطوح فراگير بودن آن را نشان مي دهد. زيمنس سه سطح از شبكه را شناسايي مي كندعصبی مفهومی بیرونی
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
اصول ارتباط گرايي
ارتباط گرايي تلفيقي از اصول مربوط به نظريه هاي آشوب، شبكه، پيچيدگي و خود سازمان دهي است. طبق اين نظريه، يادگيري فرايندي است كه در محيط­هاي آشفته اي رخ مي دهد كه عناصر اصلي آن در حال جابه جايي بوده و در اختيار فرد نيستند . يادگير ي در اين معنا بر ارتباط بين مجموعه ها ي خاص اطلاعات و ارتباطات متمركز است . زيمنس اصولي را برمي­شمارد كه توجه به آنها ضمن روشن كردن رويكردها و مباني معرفت شناختي ارتباط­گرایی، دلالت­هاي اين نظريه را براي هدف­هاي آموزشي بيان مي كند. اصول ارتباط گرايي عبارت اند از:
اصل 1:  يادگيري و دانش در ديدگاههاي متنوعي مستقر است.
اصل 2:  يادگيري فرايند تشكيل شبكه ازطريق ارتباط گره هاي خاص يا منابع
اطلاعاتي است.
اصل 3:  دانش در شبكه ها مستقر است.
اصل 4:  دانش ممكن است در تجهيزات غيرانساني مستقر باشد و يادگيري به وسيله
فناوري تسهيل و توانمند مي گردد.
اصل 5:  ظرفيت بيشتر دانستن مهم تر از آن چيزي است كه هم اكنون دانسته مي شود.
اصل 6:  يادگيري و دانستن فرايندي دائمي و مداوم هستند (نه حالت پاياني يا
محصول).
اصل 7 : توانايي ديدن ارتباط­ها و تشخيص الگوها و ساخت مفهوم بين زمینه­ها، عقايد، و مفاهيم يك مهارت هسته اي براي افراد امروزي است.
اصل 8 : دقت (دانش معتبر و روز آمد) هدف تمام فعاليت­هاي ارتبا ط­گراست.
اصل 9:  تصميم گيري خود يك فرايند يادگيري است. انتخاب آنچه بايد يادگرفته شود و معناي اطلاعات ورودي، از دريچه يك واقعيت در حال تغيير ديده می­شود. در حالي كه امروز يك جواب درست وجود دارد، فردا ممكن است به خاطر دگرگوني در جو اطلاعات مؤثر بر تصميم غلط تلقي شود.
  :
.

. Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

تکلیف ارائه شده در کلاس(لیست ژورنال ها و انجمن های فعال در عرصه تکنولوژی آموزشی)

باسلام

متاسفانه این تکلیف ارائه شده در کلاس نتوانست نظر مساعد شما را دراین زمینه جلب کند.

باتشکر

تکلیف ارائه شده در کلاس(الگوی طراحی آموزشی گرلاچ و الی)


الگو گرلاچ و الی یک کلاس درس محور و الگوی تجویزی است که به خوبی برای آموزش عالی مناسب است. این الگو برای طراحان آموزشی مبتدی با دانش و تخصص در یک زمینه خاص (براکستون ، برونیکو ، و لومز ، 1995) بوده است. اگر چه به عنوان یک الگو خطی کشیده شده ، بسیاری از مراحل در نظر گرفته شده به طور همزمان نشان می دهند. الگو گرلاچ و الی شناخته شده ترین برنامه آموزشی طراحی شده در هر موضوع و مفهوم خواهد بود ، و معلمان کسانی هستند که اجبار دارند مصالح موجود را برای استفاده در دوره های آموزش خود انطباق دهند. (براکستون ، و همکاران ، 1995).

الگو طراحی گرلاچ و الی یکی از چند الگوی طراحی آموزشی است که گرایش محتوای بسیاری از معلمان را مشخص می کند. از نقطه نظر اصلی آن دیدگاه آموزشي اول محتوا است. در این الگو ، اهداف یادگیری و محتوای آموزش، نقطه شروع طراحی آموزشی هستند. دیگر تصمیمات طراحی بعد از آنها ، طبقه بندی میشوند. طرح این طبقه بندی بر اساس کار سابق علمی گرلاچ بنا شده است. آن پنج مرحله داشت. گام اول تعیین محتوا و خصوصیات اهداف است، مرحله دوم ارزیابی از رفتار ورودی است ، مرحله سوم شامل تعیین راهبردها ، سازماندهی گروه ، اختصاص زمان و اختصاص فضا و انتخاب منابع است. مرحله چهارم ارزیابی عملکرد است و مرحله آخر تحلیل بازخورد است. (گوستافون و برانچ ، 1997).

ادامه نوشته

تکالیف ارائه شده در کلاس(الگوی ایندیانا)

الگوى طرح درس سالانه

طرح درس سالانه يا طرح درس کلى عبارت از اين است که محتواى يک ماده درسى بر اساس هدف و براى يک سال آموزشي، به مراحل و قدم‌هاى مناسب و مشخص تقسيم شود. براى تهيه چنين طرحي، بايد در ابتداى هر سال تحصيلى بر اساس اصول معين، بين هدف‌هاى آموزشى و برنامهٔ هفتگى ترتيبى اتخاذ شود که مجموعه فعاليت‌هاى آموزشى بموقع و بدون وقفه در طول يک سال تحصيلى اجرا شود.

اين الگو فقط براى یک ماه طراحى شده است و معلمان مى‌توانند آن را براى سه دوره سه ماهه تنظيم کنند.

ادامه نوشته

تکالیف ارائه شده در کلاس(شبیه سازی)

مقدمه

استفاده از شبیه­سازی­های کامپیوتری برای بهبود تدریس کلاسی مربیان بسیاری را در حوزه­های مطالعه و پژوهش علاقمند کرده است همچنان که کاربرد نرم افزارها پیچیده­تر می­شود معلمان فرصت­های بیش­تری برای مطالعه پیدا می­کنند که دانش­آموزان را واقع­گرایانه­تر می­کند تا آنچه را که در آموزش یاد گرفته­اند به کار ببرند. به این دلیل استفاده از انیمیشن، صدا و عناصر ویدئویی که می تواند به کاربر خاصی بازخورد دهد به عنوان ابزارهایی به مربیان داده شده است که می توانند به وسیله آنها محیط­های پیچیده­ای ایجاد کنند که شرایط زندگی واقعی را همانند­سازی می­کنند. در نتیجه این موجب درگیری بیش­تر شاگرد با محیط و همچنین دریافت بازخورد به خود می­شود که می­تواند موجب اصلاح رفتار خود شود.

ادامه نوشته

تکالیف ارائه شده در کلاس (الگوی آموزشی براون و نمونه کار)

الگوی طراحی منظم آموزشی (الگوی رفتارگرا)

 

•             بازده

•             تعیین شرایط

•             تعیین منابع

•             تعیین و تدوین اهداف آموزشی

ادامه نوشته

تکالیف ارائه شده در کلاس (آشنایی با مراکز و منابع یادگیری)

تاریخچه

کتابخانه­ها سال­ها قبل از برنامه­های دیداری-شنیداری بر پایه مفهوم «ذخیره­سازی» بنا شدند و به عنوان انبار مواد چاپی برای استفاده دانش­آموزان مورد استفاده قرار می­گرفتند. به تدریج که تکنولوژی توسعه پیدا کرد، مواد و تجهیزات دیداری-شنیداری مورد توجه قرار گرفت. لوح­های شنیداری، اسلایدها و فیلم­ها احتمالاً اولین موادی بودند که به شدت مورد استفاده قرار گرفتند. معلمان نیز برای بهبود و پربار ساختن شیوه­های ارائه مطالب در کلاس درس از این مواد بهره­گیری می­کردند. پس از این دوره تغییر فلسفه آموزشی فرارسید. در این مرحله، دیگر توجه اصلی به طرز ارائه مطالب در کلاس درس معطوف نبود، بلکه انفرادی کردن آموزش و شخصی کردن آموزش مورد توجه قرار گرفت. مربیان به درک دقیق­تری از نظریه­های یادگیری رسیدند و تشخیص دادند، هر دانش­آموز به حالتی بهتر از دیگران به یادگیری می­پردازد که ممکن است این یادگیری دیداری-شنیداری یا حسی­-حرکتی باشد. طی آخرین سال­های قرن 19 و آغاز قرن 20، هدف­های آموزش و پرورش بر مقوله­ تسلط بر موضوع درس متمرکز شد و به کتاب درسی ارزش زیادی داده شد؛ اما در همین هنگام، نهضت تجربیات آموزشی آغاز شد و به جای موضوع درس، یادگیرنده مورد تاکید قرار گرفت. با تکیه بر کاربرد انواع منابع اطلاعاتی، توسعه کتابخانه­های مدارس مورد توجه واقع شد. در سال­های 1970، آموزش انفرادی به یک گرایش اساسی تبدیل شد و ایجاد محیط­های یادگیری به ویژه محیط­های یادگیری انفرادی و از دور به جای محیط­های آموزش بسیار تاکید شد. اکنون اطلاعات و نیاز­های اطلاعاتی به سرعت در حال افزایش هستند. کاربران می­خواهند در کوتاه­ترین زمان ممکن و با استفاده از فناوری­های جدید، به اطلاعات دسترسی داشته باشند و محیط باید خود را با این امکانات وفق دهد. می­دانید در عصر اطلاعات، سوادی فراتر از انواع سوادها به نام سواد اطلاعاتی ظهور کرده و در این عصر داشتن سواد اطلاعاتی لازم و ضروری است. در شرایطی که فناوری اطلاعات، آموزش را به یادگیری فعال و شخصی تبدیل کرده است، فرآیندی بودن و مبتنی بر حل مسئله بودن به منزله­ی رفع اساسی نیازهای پیش‌آمده مورد تاکید قرار می­دهد، مراکز سنتی مواد و منابع آموزشی نیز که پاسخگوی نیازهای سنتی بودند، به مراکز یادگیری جدید مبدل شده­اند تا با برخورداری از امکانات جدید، این فناوری نوپا بتواند درخور و موثر، همزمان، دانش مورد نیاز را در جهت اهداف شناختی و رفتاری به کاربرد (زنگنه، 1390). با توجه به تأکیدی که در حال حاضر بر توسعه سواد اطلاعاتی می­شود و اهمیتی که اطلاعات در زندگی و حرفه­ای دارد، کسب اطلاعات و اندوختن دانش از جمله مهارت­های پایه برای هر فرد به شمار می­رود. در صورتی این مهارت­ها می­تواند کسب شود که افراد در محیطی پرورش یابند که یادگیری تشویق شود و دانش و قدرت تفکر از مهارت­های رقابتی آنان به شمار آید؛ بنابراین می­توان پیشنهاد کرد به جای آموزش مستقیم به ایجاد مرکز منابع یادگیری اقدام کنیم تا اجبار در یادگیری به لذت از یادگیری (در صورت رفع نیاز) تبدیل شود، بدون آن که آموزش و یادگیری به معلم و مدرسه محدود شود (افضل­نیا، 1384).

ادامه نوشته

: (استفاده از تكنولوژي آموزشي براي كودكان استثنايي).با نگاهي برالگوهاي طراجي آموزشي براي افراد با نيازهاي ويژه:

مقدمه:

استقلال در زندگي يكي از چشم انداز هاي مهم آموزش به افراد داراي ناتواني است. هدف از برنامه هاي آموزشي در زندگي مستقل اين است، كه به افراد كم توان ذهني و بطور كلي افراد داراي ناتواني اين امكان داده شود تا از طريق آموزش مهارت هاي زندگي مستقل ، امكان زندگي در اجتماع را پيدا كنند . نگرش جامعه به كودكان كم توان ذهني در سطح جهان در حال دگرگوني است. انتظار از نظام هاي آموزشي فعلي آماده سازي هرچه بيشتر و بهتر اين گروه از كودكان براي ورود به زندگي بزرگسالي است. افزايش بهداشت، گسترش نظام هاي آموزشي، كاهش هزينه هاي ملي و نيروي انساني ايجاب مي كند كه اين كودكان از آموزش كافي و لازم براي گذران زندگي روزمره برخوردار شوند. اين آموزش مي بايست مبتني بر يافته هاي جديد علمي و نيز افزايش مهارت هاي عملي باشد. آموزش به اين گروه به طور كلي در حيطه هاي زير صورت مي گيرد: خواندن، رياضيات، علوم و مطالعات اجتماعي. 

علاوه بر اين ها آموزش مهارت هاي عملي امروزه در سطح جهان از اهميت فوق العاده اي در آموزش افراد استثنايي و كم توان ذهني برخوردار است. محتواي آموزشي در حيطه هاي خواندن، رياضيات، علوم و مطالعات اجتماعي در واقع مي بايست پيش نياز مهارت هاي عملي باشد. يكي از مشكلات دانش آموزان كم توان ذهني تعميم محتواي يادگيري به محيط زندگي مستقل است. ميزان كاربردي بودن محتواي آموزشي، انطباق با شرايط زندگي ميحيط خارج از آموزشگاه، رفع نياز هاي جاري، كاهش مشكلات بيروني، و نيز افزايش توانايي هاي بالقوه از اهم اهداف برنامه هاي آموزشي است.

ادامه نوشته

موضوع ارايه كلاسي تكنولوژي اموزشي براي كودكان استثنايي

Assistive  technology in education: (استفاده از تكنولوژي آموزشي براي كودكان استثنايي).با نگاهي برالگوهاي طراجي آموزشي براي افراد با نيازهاي ويژه:

مقدمه:

استقلال در زندگي يكي از چشم انداز هاي مهم آموزش به افراد داراي ناتواني است. هدف از برنامه هاي آموزشي در زندگي مستقل اين است، كه به افراد كم توان ذهني و بطور كلي افراد داراي ناتواني اين امكان داده شود تا از طريق آموزش مهارت هاي زندگي مستقل ، امكان زندگي در اجتماع را پيدا كنند . نگرش جامعه به كودكان كم توان ذهني در سطح جهان در حال دگرگوني است. انتظار از نظام هاي آموزشي فعلي آماده سازي هرچه بيشتر و بهتر اين گروه از كودكان براي ورود به زندگي بزرگسالي است. افزايش بهداشت، گسترش نظام هاي آموزشي، كاهش هزينه هاي ملي و نيروي انساني ايجاب مي كند كه اين كودكان از آموزش كافي و لازم براي گذران زندگي روزمره برخوردار شوند. اين آموزش مي بايست مبتني بر يافته هاي جديد علمي و نيز افزايش مهارت هاي عملي باشد. آموزش به اين گروه به طور كلي در حيطه هاي زير صورت مي گيرد: خواندن، رياضيات، علوم و مطالعات اجتماعي. 

علاوه بر اين ها آموزش مهارت هاي عملي امروزه در سطح جهان از اهميت فوق العاده اي در آموزش افراد استثنايي و كم توان ذهني برخوردار است. محتواي آموزشي در حيطه هاي خواندن، رياضيات، علوم و مطالعات اجتماعي در واقع مي بايست پيش نياز مهارت هاي عملي باشد. يكي از مشكلات دانش آموزان كم توان ذهني تعميم محتواي يادگيري به محيط زندگي مستقل است. ميزان كاربردي بودن محتواي آموزشي، انطباق با شرايط زندگي ميحيط خارج از آموزشگاه، رفع نياز هاي جاري، كاهش مشكلات بيروني، و نيز افزايش توانايي هاي بالقوه از اهم اهداف برنامه هاي آموزشي است.

در دهه هاي اخير رويكرد هاي سنتي يادگيري با ظهور فن آوري هاي جديد نظير چند رسانه اي ها، فرارسانه اي ها، و ارتباطات از راه دور دستخوش تغييرات اساسي شده است. با امكانات شبكه اي نه تنها دانش آموزان استثنايي، بلكه والدين و مربيان آن ها نيز مي توانند از آخرين اطلاعات درباره نحوه اموزش فرزندان خود باخبر شوند. امروزه اقدامات زيادي در بيشتر كشور ها براي استفاده از فن آوري هاي نوين در امر آموزش ويژه انجام شده است.

ادامه نوشته

شبکه های اجتماعی (ارائه کلاسی)

جهت دریافت اصل مقاله شبکه های اجتماعی آدرس زیر را در مرور گر خود کپی نمایید

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=1002ddf99ebd0d7ed41e93409b947f14

شبکه های اجتماعی (ارائه کلاسی)

 

 

«بررسی شبکه­های اجتماعی»

 

چکیده

شبکه­های اجتماعی یکی از پرطرفدارین رسانه‌ها هستند که مخاطبان بسیاری به خصوص از قشر جوان دارند. ویژگی­های تعاملی و ایجاد بستر برای ایجاد روابط اجتماعی از دلایل مورد استقبال واقع شدن شبکه‌های اجتماعی است. شبکه‌های اجتماعی با قابلیت‌هایی که در اختیار کاربران خود قرار می‌دهند، به اولویت اول کاربران اینترنت تبدیل شده‌اند. فرد با طیف وسیعی از افراد در ارتباط است و علایق خود در زمینه‌های مختلف را با آن‌ها به اشتراک می‌گذارد. افراد در شبکه‌های اجتماعی می‌توانند هویتی کاملاً دلخواه داشته باشند و بر پایه همان هویت دلخواه ارتباط مجازی خود را با دیگران گسترش دهند. ظاهر این شبکه‌ها جمع‌گرا است. امروزه تغییرات فرهنگی موجب شده که مردم ترجیح دهند در عین تنهایی، ارتباطات گسترده‌ای هم با جهان پیرامون خود داشته باشند. شبکه‌های اجتماعی این خواسته را فراهم می‌کنند.

شبکه­های اجتماعی مختلف با سرویس ها و خدمات مختلفی که در اختیار کابران خود قرار می‌دهند، موجب تأثیرگذاری بیشتر روی زندگی آن‌ها و جامعه و رفتارهای اجتماعی می‌شوند. شبکه‌های اجتماعی در حوزه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی، این شبکه‌ها کارکردهای گوناگون اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ارتباطی و سیاسی... دارند. اما نکته قابل تأمل این است که، به گفته متخصصان ارتباطات، شبکه‌های اجتماعی بیش از پیش رابطه‌های چهره به چهره را کاهش می‌دهند

ادامه نوشته

یادگیری الکترونیکی و سیستم های مدیریت یادگیری(کار کلاسی)

یادگیری الکترونیکی و سیستم های مدیریت یادگیری

مقدمه

هزاره جدید را عصر اطلاعات نام نهاده اند .عصری که در آن شاهد ظهور فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی هستيم .در عصر ارتباطات، کليه فرایند ها، علوم و نظام های گوناگون در سایه فناوری اطلاعات و ارتباطات چنان سریع رشد کرده و دگرگون می شوند که افراد و سازمان ها را نيازمند ابزاری می کند که به مدد آن خود را با تحولات رخ داده هماهنگ سازند. اکنون شيوه زندگی افراد ، کسب و کار و معاملات ، برقراری ارتباطات و انجام پژوهش ها و مطالعات با بکارگيری دولت الکترونيکی، تجارت الکترونيکی، اقتصاد الکترونيکی و یادگيری الکترونيکی چنان متحول شده که هرگز سابقه نداشته است. در عصری که دسترسی به خدمات و اطلاعات تنها به سرعت و سهولت کليک ماوس انجام پذیر است، برای ادامه کار و پيشرفت یک سازمان سرعت و انعطاف پذیری ضروری است (گاناسکاران،٢٠٠2 ).
ادامه نوشته

هوش مصنوعی (تکلیف ارائه شده کلاسی)

چکیده

هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) یا هوش ماشینی (Machine Intelligence) را باید عرصه پهناور تلاقی و ملاقات بسیاری از دانش‌ها، علوم، و فنون قدیم و جدید دانست. ریشه‌ها و ایده‌های اصلی آن را باید در فلسفه، زبان‌شناسی، ریاضیات، روان‌شناسی، نورولوژی، و فیزیولوژی نشان گرفت و شاخه‌ها، فروع، و کاربردهای گوناگون و فراوان آن را در علوم رایانه، علوم مهندسی، علوم زیست‌شناسی و پزشکی، علوم ارتباطات و زمینه‌های بسیار دیگر.امروزه هوش مصنوعی، شاخه ایست ازعلم کامپیوتر که ملزومات محاسباتی اعمالی همچون ادراك را بررسی کرده و سیستمی (learning) و یادگیري (reasoning) استدلال،(Perception)جهت انجام چنین اعمالی ارائه می دهد. تعریف رسمی دیگرازهوش مصنوعی بصورت زیر است:هوش مصنوعی، مطالعه روش هایی است براي تبدیل کامپیوتر به ماشینی که بتواند اعمال انجام شده توسط انسان را انجام دهد.در این نوشتار سعی داریم دانشجویان را با هوش مصنوعی و روش ها و ویژگی های این علم آشنا کنیم و کاربرد هوش مصنوعی را در آموزش و یادگیری بیان کنیم.

ادامه نوشته

هوش مصنوعی (تکلیف ارائه شده کلاسی)

جهت  دریافت هوش مصنوعی آدرس زیر را در مرور گر خود کپی فرمایید.

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=67476beacdc9e2ea486117170bcbe327

 

Assistive  technology in education: (استفاده از تكنولوژي آموزشي براي كودكان استثنايي).با نگاهي برالگ

استقلال در زندگي يكي از چشم انداز هاي مهم آموزش به افراد داراي ناتواني است. هدف از برنامه هاي آموزشي در زندگي مستقل اين است، كه به افراد كم توان ذهني و بطور كلي افراد داراي ناتواني اين امكان داده شود تا از طريق آموزش مهارت هاي زندگي مستقل ، امكان زندگي در اجتماع را پيدا كنند . نگرش جامعه به كودكان كم توان ذهني در سطح جهان در حال دگرگوني است. فن آوري هاي نوين مي توانند پاسخگوي نيازهاي دانش آموزان استثنايي باشد. استفاده از فن آوري ها به دليل تخصصي بودن حوزه كاري، تعيين كننده موفقيت در رسيدن به اهداف آموزش و پرورش استثنايي است. در مورد كودكان استثنايي، فناوري كمكي تمام ابزار هاي توان بخشي، سازگارانه  و كمكي براي افراد داراي كم تواني هاي خاص را در برمي گيرد و شامل تمام مراحل انتخاب، تشخيص، و استفاده ي مناسب از اين ابزارهاست در واقع استقلال و توانايي افراد كم توان را در به انجام رساندن مهارت ها ودانش مورد علاقه شان تسهيل مي كند. از طرفي حاميان معلولين به نكته اشاره مي كنند كه فناوري، اغلب بدون توجه به نياز افراد داراي كم تواني بوجود مي آيد كه محدوديتي براي استفاده صدها ميليون نفر ديگر ندارد

ادامه نوشته

اثرات بازی های رایانه ای ( تکلیف ارائه شده در کلاس)

چکیده

امروزه تولید روز افزون بازي هاي رایانه اي [1]و افزایش پیچیدگی آنها، سبب افزایش محبوبیت این بازي ها شده است. كودكان و نوجوانان در عصرحاضر به شدت تحت تأثير اين بازي ها قرارگرفته اند و با توجه به اهميت بازي در زندگي اجتماعي اين قشر، بازي هاي رايانه اي به صورت اجتناب ناپذيري بخش عمده اي از جامعه پذيري كودكان و نوجوانان را به خود اختصاص داده اند. بازي هاي ویدیویی و رایانه اي، محصولاتی فرهنگی و در زمره رسانه هاي همگانی هستند. لذا اهمیت اجتماعی و تربیتی فراوانی می یابند و براي بسیاري از کودکان و نوجوانان نخستین گام ورود به جهان فناوري اطلاعات و ارتباطات و کسب مهارت در استفاده از رایانه به شمار می­روند. بازی های رایانه ای به لحاظ تأثیرگذاری خود در زمینه فرهنگ‌سازی، رشد و تکوین شخصیت فرهنگی و علمی و ایفای نقش‌های آموزشی و کمک آموزشی و همچنین پر کردن بخشی از اوقات فراغت گروه‌های سنی مختلف جامعه از جایگاه ویژه‌ای و مهمی برخوردار می‌باشند.

بنا به اهمیت امر، توجه بیش از پیش به برنامه‌ریزی برای تولید محصولات فرهنگی جدید (همچون بازی‌های رایانه‌ای مناسب) و شناخت اثرات آنها ضروری می باشد.

کلمات کلیدی: بازی های رایانه ای، اثرات بازی های رایانه ای، رده بندی بازی ها



[1] Computer Games

ادامه نوشته

تکلیف درسی

موضوع: یادگیری از طریق موبایل

مقدمه:

       در طی چند سال اخیر، پیشرفت های قابل توجهی در فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی بوجود آمده است. با افزایش استفاده از فناوری های مدرن ارتباطی، واژه های جدیدی چون یادگیری الکترونیکی و یادگیری سیار متولد شد. یادگیری الکترونیکی، بهره گیری از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی  مانند اینترنت و نظام های چندرسانه ای و فرارسانه ای برای بهبود کیفیت یادگیری از طریق تسهیل دسترسی به منابع و خدمات آموزشی و فراهم کردن ساز و کارهایی چون تعامل و مشارکت از راه دور است.

       قابلیت یادگیری در هر زمان و هر مکان که از خصوصیات یادگیری الکترونیکی است، با پیشرفت فناوری بی سیم و یادگیری سیار (در حال حرکت) به واقعیت پیوسته است. یادگیری سیار در حقیقت مدلی از یادگیری الکترونیکی است که از طریق فناوری های سیاری چون تلفن همراه، pda(personal digital assistantplayerهای صوتی، کتب الکترونیکی و غیره صورت می گیرد. اثربخشی یادگیری سیار نیازمند توجه به رویکردها و نظریه های سیار می باشد. بهره گیری از این رویکردها و نظریه ها به فعالیت های یادگیری در فرآیند یادگیری سیار جهت داده و به تربیت نیروی انسانی متناسب با عصر دانش و اطلاعات می انجامد.

 

ادامه نوشته

تکلیف ارائه شده در کلاس

نرم افزار تولید محتوا ریاضی اول دبستان. بر اساس الگوی آشور. به روش آموزش برنامه ای

برای دریافت فایل فشرده نرم افزار

آدرس زیر را در مرورگر خود کپی نمایید

http://s5.picofile.com/file/8105082650/asqarzade_920930_riyazi_avale_dabestan.rar.html

تکلیف ارائه شده در کلاس

برای دریافت اصل مقاله تلویزیون آموزشی آدرس زیر را در مرورگر خود کپی فرمایید.

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=08f6d1c6dcc0d97cfaf27144637ac0b3

تکلیف ارائه شده در کلاس

برای دریافت اصل مقاله الگوی آموزشی ام. ام. اس آدرس زیر را در مرورگر خود کپی نمایید.

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=2cbb4a32b183003e4715b7a267f74109

تکلیف ارائه شده در کلاس

تلویزیون آموزشی

تلویزیون:

واژه تلویزیون و کاربرد آن در آموزش برای اشخاص حرفه­ای و شبه حرفه­ای در تعلیم و تربیت استفاده از سه نوع روش را در ذهن­ها یادآوری می­کند.

الف: روش استفاده از تلویزیون (مدار باز) در آموزش، در این روش برنامه­ها از طریق امواج­های مخابراتی ارسال و توسط آنتن قابل دریافت می­باشد یعنی اولا برنامه­ریزی به صورت متمرکز انجام می­گیرد در نتیجه انعطاف­پذیری برنامه­ها کمتر می­باشد. در این روش اختصاص یک شبکه به آموزش از طریق شبکه سراسری و پخش همزمان یک موضوع درسی امکان­پذیر می­باشد. مانند شبکه 2 سیمای جمهوری اسلامی ایران.

ب: دومین روش استفاده از یک (سیستم مدار بسته) در یک مجموعه آموزشی می­باشد. انتقال محتوا در این روش به وسیله کابل یا موج مخصوص امکان­پذیر می­باشد. در این روش پخش همزمان چندین واحد درسی از طریق اتاق کنترل مرکزی به کلاس­های مختلف امکان­پذیر می­باشد. این روش غیر متمرکز بوده و انعطاف­پذیری بهتری دارد.

امروزه از سیستم مدار بسته در آموزش و پرورش، بازبینی چرائی، پزشکی، امنیتی و صنعت استفاده فراوانی می­شود. با استفاده از سیستم تدریس خرد در تربیت معلم.

ج: روش استفاده از تجهیزات ویدئو که به شکل سیار و استودیویی، که در این روش انتقال امواج از طریق کابل می­باشد. این روش انعطاف­پذیری بیشتری دارد (کریمی، 1380، ص132 و 133).

اگرچه واژه (تلویزیون) در اذهان عمومی بهره­گیری از تلویزیون­های مدار باز را تداعی می­کند، در تعلیم و تربیت کاربرد تلویزیون علاوه بر سیستم مدار باز، سیستم مدار بسته و بهره­گیری از تجهیزات ویدئویی را نیز شامل می­شود (احدیان و دیگران، 1386، ص119).

ادامه نوشته

تکلیف ارائه شده در کلاس

الگوی طراحی آموزشی ام.ام.اس

در چهار دهه گذشته، در زمینه طراحی آموزشی، الگوهای متعددی ارائه شده است که هر کدام بر یکی از رویکردهای رفتارگرایی، شناخت گرایی و ساختن گرایی مبتنی بوده­اند. یکی از جدیدترین الگوهای ارائه شده در این زمینه، الگوی ام.ام.اس است که در زمره الگوهای ساختن گرایی قرار دارد و نام آن برگرفته از نام ارائه دهندگان آن ام.می چام، جی مایلی، دی اسمیت است که در سال 2006 ارائه شد. این الگو هفت مرحله دارد که همه آن­ها به طور ویژه­ای با یکدیگر در ارتباط­اند. نکته مهم در این الگو، جایگاه ارزشیابی است که در وسط قرار دارد و بر تمام مراحل الگو نظارت می­کند. طراح آموزشی، پس از تعیین فعالیت­های هر مرحله، ارزشیابی به عمل می­آورد و به مرحله بعد می رود. ارائه­دهندگان این الگو، ارزشیابی را در مرکز قرار داده­اند تا بعد از این که هر مرحله انجام شد، دوباره بازنگری و تجدیدنظر شود. ارزشیابی به عنوان یک گردونه چرخشی، در مرکز فعالیت الگوی ام.ام.اس باقی می­ماند (جوانمرد و دیگران، 1389، ص30).

شکل دایره ای الگو ، شبیه الگو موریسون و کمپ است با این تفاوت که الگو ام .ام. اس احاطه کننده های بیرونی ندارد.

ادامه نوشته

درج کلیه تکالیف کلاسی در وبلاگ

دانشجویان عزیز

با سلام

لطفاً کلیه دانشجویان کارهای ارائه شده در کلاس را روی وبلاگ قرار دهند و در عنوان در پرانتز قید کنند (تکلیف ارائه شده در کلاس) تا بتوانم روی وبلاگ امتیاز بدهم.

با تشکر

آیتی

آموزش برنامه‌ای (PI)

در سال ۱۹۵۴، در زمينهٔ آموزش، نظريهٔ جديد و نويدبخشى پديد آمد. اسکينر در يک مقاله معروف با عنوان علم يادگيرى و هنر تدريس، بيمارى‌هاى موجود تدريس و يادگيرى را در مدارس تحليل کرد و راه درمان آن را پيشنهاد نمود. اسکينر در آزمايش با موش‌ها و کبوتر‌هايش به يافته‌هاى جديدى دست يافته بود و بر اساس همين يافته‌ها بود که آموزش برنامه‌اى را پيشنهاد کرد.

آموزش برنامه‌اى يک نظام آموزش انفرادى است که کوشش مى‌کند يادگيرى را با نيازهاى شاگردان هماهنگ سازد. اين روش بر اساس مجموعه‌اى از هدف‌هاى رفتارى پى‌ريزى شده است و در واقع، کاربردى است از روانشناسى يادگير در تدريس. در اين روش، مواد آموزشى به واحدهايى کوچک تقسيم مى‌شود که چارچوب يا گام (frame) ناميده مى‌شود. در هر گام، تکليفى مشخص شده است که بايد از طريق انجام دادن آن به هدف رفتارى آن چارچوب دست يافت. اين گام‌ها بر اساس دانش قبلى شاگرد تنظيم شده است، به‌طورى که هر گام معلومات جديدى به معلومات قبلى شاگرد اضافه مى‌کند. گام‌ها و مراحل آن بايد به گونه‌اى برنامه‌ريزى شوند که شاگرد را به هدف‌هاى نهايى نزديک کنند. محاسن آموزش برنامه‌اى را در چند زمينه مى‌توانيم مورد توجه قرار دهيم:

ادامه نوشته

روش های یادگیری از راه دور

امروزه نظام های جدید زیر، جایگزین روش های سنتی یادگیری – یاددهی شده اند:

• آموزش و یادگیری مبتنی بر «وب» یا سامانه های اطلاعاتی:

در این زمینه، شاید بتوان آموزش و یادگیری از راه دور را به شکلی از آموزش اطلاق کرد که در آن، استاد و دانشجو به لحاظ فیزیکی از هم فاصله دارند و ارتباط نزدیک و رو در رو ندارند. بدیهی است در چنین نظامی، مواد آموزشی در قالب های متفاوتی از قبیل کتاب و جزوه های درسی، متون الکترونیکی، رسانه های صوتی، تصاویر ثابت و متحرک و شبیه آن تهیه شده و از طریق رسانه های ارتباطی نظیر پست، تلویزیون، رادیو، شبکه های مخابراتی و به ویژه اینترنت، به مخاطبان ارائه می شوند.

 

• آموزش و یادگیری مبتنی بر نظام چند رسانه ای ها:

در این نظام، دروس به صورت گسترده و با استفاده از عناصر تصویری ارتباطی، گرافیکی و اجزای شبیه سازی شده، متحرک سازی و نیز عناصر ارتباطی انعطاف پذیر برای هدایت و راهنمایی، بازیابی، بازگشت، کاوش و بحث در خصوص دروس و موضوعات درسی ارائه می شوند.

ادامه نوشته

طراحي [Desigining] آموزشي چيست؟

طراحي آموزشي، پيش بيني و تنظيم رويدادهاي آموزشي بر اساس اهداف، محتوا و امکانات موجود با توجه به ويژگيها و ساخت شناختي دانش آموزان است. طراحي آموزشي، خواه مربوط به يک دروه کامل يا به يک جلسه ي آموزشي باشد، از اهميت خاصي برخوردار است. توجه و دقت در تنظيم آن مي تواند موجب کارايي و اثر بخشي تدريس شود. طراحي آموزشي ممکن است به دو صورتِ خُرد و کلان، انجام گيرد. طراحي در سطح کلان مربوط به شوراي برنامه ريزي درسي و متخصصان آموزشي است؛ اما طراحي در سطح خُرد، کلاً بر عهده ي معلم است. در فرآيند طراحي خُرد، توجه بايد بيشتر به حصول صلاحيتها و قابليتهاي مورد انتظار، جلب شود و با نگرشي سيستمي و نظام مند، مجموعه ي عناصري را که در يادگيري دانش آموزان مؤثرند، در نظر گرفت. معلم بايد کل محتواي آموزشي را به اجزاي قابل تدريس که معمولاً به نام «جلسات درس يا تدريس» ناميده مي شود، تقسيم کند و مشخص سازد که بر اساس زمان منظور شده، چند جلسه يا ساعت در طول ترم و يا سال تحصيلي تدريس خواهد داشت و در هر جلسه چه موضوعي و با چه اهدافي دنبال خواهد شد.

ادامه نوشته